السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

340

جواهر البلاغة ( فارسى )

إذا ملك لم يكن ذاهبة * فدعه فدولته ذاهبة زمانى كه پادشاهى داراى بخشش نباشد او را واگذار ، دولت او رونده است . « ذاهبة » به معنى بخشش است ، و « ذاهبة » دوم اسم فاعل به معنى رونده است ، و هردو به يك شكل نوشته مىشود . و در فارسى مانند اين شعر سعدى : عَلَم دولت نوروز به صحرا برخاست * زحمت لشكر سرما ز سرما برخاست و اين شعر اهلى شيرازى : خواجه در ابريشم و ما در گليم * عاقبت اى دل همه يك سر گليم و : هركه درمان كرد مرجان مرا * برد گنج و دُرّ و مرجان مرا و الّا سمّى مفروقا . و اگر دو ركن جناس يك‌جور نوشته نشود جناس مفروق ناميده مىشود ؛ مانند سخن او : لا تعرضنّ على الرّواة قصيدة * ما لم تكن بالغت فى تهذيبها فاذا عرضت الشّعر غير مهذّب * عدّوه منك و ساوسا تهذى بها قطعا تا هنگامى كه پيراستن قصيده‌اى را به اوج نرسانده‌اى بر راويان عرضه مكن . پس زمانى كه شعر غير پيراسته‌اى را ارائه كردى آن را وسوسه‌هايى مىشمرند كه با آنها ياوه‌گويى مىكنى . « تهذيب » در پايان بيت اول يك كلمه و به معنى پيراستن است . و « تهذى بها » در پايان بيت دوم دو كلمه است . اين دو كلمه يك‌جور نوشته نمىشود . و در فارسى مانند اين شعر اهلى شيرازى : ساقى از آن شيشه منصور دم * در رگ و در ريشهء من صور دم